فال حافظ، نیت کن!
...
...
...
...
به جهنم گر غمت پایان ندارد
به درک گر سرت سامان ندارد
بخندم من به این دنیای فانی
که ضایع تر از این امکان ندارد
حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی، یه کم عصبانیه! منظوری نداره
قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله
من و تو ماهی و آبیم که جداییمون محاله
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوستت دارم حتی یه لحظه شک نکن
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا
که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید
اگه خواستی یکی همیشه دوستت داشته باشه . . . اگه میخوای تنهات نذاره . . بهت وفادار بمونه . . . ازدواج نکن ............ سگ بخر
یه روز یه گوسفنده رو میندازن پشت وانت که ببرنش کشتارگاه و گوسفنده تا خود کشتارگاه همش گریه میکرده. وقتی میرسن دم در کشتارگاه، ازش میپرسن چرا گریه میکنی؟ میگه آخه میخواستم جلو بشینم
ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کسی که منو فراموش میکند کیست؟
پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع حرف زدن تلفن رو قطع کرد. پدر پرسید: کی بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضی گرفته بود
هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی داشته باشد باعث اشک ریختن تو نمیشود
توی اصفهان همه کاندیداها برای اینکه صرفه جویی کنن پوستر تبلیغاتی چاپ نکرده بودن هر روز از یه درختی آویزون می شدن
به یارو می گن، عشایر ذخایر انقلاب هستن یعنی چی؟ می گه: فکر کنم یعنی نفت که تموم بشه میخوان ما رو صادر کنن
همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته می شود که شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است
من منتظر دیدار تو هستم، سهل است بگویم که گرفتار تو هستم، من در پی این حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از منی و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ، ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن ، دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا ، دل شکستن کار آسانی است حرفش را نزن
یارو تو اتوبوس یه دختره خوشگل رو میبینه، پیاده که میشه شماره اتوبوس رو بر میداره
یارو میاد تهران، یه دختر خوشگل میبینه، بهش میگه: خانم این دوست دختر که میگن شمایین
دوستت دارم وقتی در تنهایی خودم قدم می زنم، خاطرات با تو بودن آرامشم را بر هم می زند. چه پریشانی لذت بخشی است ، دلتنگ تو بودن... دلم برای شنیدن صدایت تنگ شده. برای دیدنت... دیشب در خواب منتظر آمدنت بودم ، اما به خوابم هم نیامدی و درد انتظار را در خواب هم حس کردم
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
مهم این نیست که قشنگ باشی ،قشنگ اینه که مهم باشی ،حتی برای یک نفر





